نمونه سوال دهم

http://www.dahomiam.ir/

انشا صفحه ۸۰ نگارش دهم

انشا صفحه ۸۰ نگارش دهم انشا به روش جانشین سازی پروانه پایه دهم   در این پست از سایت دهمیم برای شما عزیزان پایه دهم فایل [ انشا صفحه ۸۰ نگارش دهم ] نگارش دهم و بصورت پی دی اف PDF آماده کردیم امیدوارم مورد استفاده ی شما عزیزان قرار بگیره ورد به کانال تلگرام دهمی ها   انشاء شماره اول : انشا پایه دهم صفحه ۸۰ جانشین سازی پایه دهم صفحه ی ۸۰  به کارگیری روش جانشین سازی  پروانه مقدمه : هر بار که چشمانمان را می بندیم می توانیم خود را در قالب شی یا کسی دیگر تصور کنیم . گاهی یک سنگ ریزه…

انشا صفحه ۸۰ نگارش دهم انشا به روش جانشین سازی پروانه پایه دهم   در این پست از سایت دهمیم برای شما عزیزان پایه دهم فایل [ انشا صفحه ۸۰ نگارش دهم ] نگارش دهم و بصورت پی دی اف PDF آماده کردیم امیدوارم مورد استفاده ی شما عزیزان قرار بگیره ورد به کانال تلگرام دهمی ها   انشاء شماره اول : انشا پایه دهم صفحه ۸۰ جانشین سازی پایه دهم صفحه ی ۸۰  به کارگیری روش جانشین سازی  پروانه مقدمه : هر بار که چشمانمان را می بندیم می توانیم خود را در قالب شی یا کسی دیگر تصور کنیم . گاهی یک سنگ ریزه…

جدید ترین مطالب سایت

Last posts
انشا صفحه ۸۰ نگارش دهم
متن کامل:

انشا صفحه ۸۰ نگارش دهم

انشا به روش جانشین سازی پروانه پایه دهم

 

در این پست از سایت دهمیم برای شما عزیزان پایه دهم فایل [ انشا صفحه ۸۰ نگارش دهم ]

نگارش دهم و بصورت پی دی اف PDF آماده کردیم

امیدوارم مورد استفاده ی شما عزیزان قرار بگیره قلب

ورد به کانال تلگرام دهمی ها

 

انشا صفحه ۸۰ نگارش دهم


انشاء شماره اول :

انشا پایه دهم صفحه ۸۰ جانشین سازی

پایه دهم صفحه ی ۸۰  به کارگیری روش جانشین سازی  پروانه

مقدمه : هر بار که چشمانمان را می بندیم می توانیم خود را در قالب شی یا کسی دیگر تصور کنیم . گاهی یک سنگ ریزه و یا گاهی یک پروانه.

بال می زنم و پرواز می کنم از لابه لای برگ های سبز رنگ و درختان بزرگ و بلند تا برسم به قرار عاشقانه با گل ها همان گل هایی که عطرش مست می کند و رنگش نوازش می کند روحم را.

گل هایی که رنگا رنگ اند و همچون سفره ایی خوش رنگ و لعاب بر زمین پهن شده تا من را به نشستن بر روی گلبرگ هایش دعوت کند

تا از شیره ی خوشمزه اش گلویی تازه کنم و دوباره بال بزنم و بروم به سمت و سویی دیگر. می روم به سمت دریاچه ی زیبای جنگل

تا هم آبی بنوشم و هم در آب ذلالش که هم چون آیینه ایی شفاف است تصویرم را ببینم و دوباره و دوباره از پرهای رنگارنگم

با خال های ریز و درشت رویش دیدن کنم و باز دوباره حض کنم و از پروردگارم برای  این همه زیبایی و دقت که بر روی بال هایم نقاشی کرده است سپاس گزارم.

شکر بگویم برای روزهایی که کرم بودم و در پیله ی خود پروانه ایی شدم تا پرواز کنم و دنیایی را که از زمین دیده بودم این بار از آسمان ببینم.

دو دنیای  مختلف با دو تصویر متفاوت. من پروانه ام، همانند خیلی های دیگر می خندم، گریه می کنم، عاشق می شوم و با دوستان خود بازی می کنم و در نهایت می میرم.

ما پروانه ها دنیا را زیباتر می بینیم. زیرا که دو بار  متولد شده ایم. یک بار به عنوان کرم و بار دیگر به عنوان پروانه. 

پروانه بودن بال می خواهد تنها دو چشم بینا می خواهد تا دنیا را زیباتر ببینیم. پروانه بودن کار هر کسی نیست. پروانه بودن دل پاک و مهربان می خواهد.

 

منبع : http://enshabaz.ir/

 

انشاء شماره دوم :

انشا درباره صفحه ۸۱ نگارش ۱ پایه دهم

امروز می خواهیم برای شما دانش آموزان عزیز انشای صفحه ۸۰ کتاب نگارش ۱ دهم که به روش جانشین سازی و متن ذهنی خواسته شده است در این پست قرار بدهیم

ولی هنوز نتوانستیم جواب این بخش کتاب را که برای رشته های ریاضی تجربی و انسانی خواسته شده است را پیدا کنیم به زودی

انشای کامل صفحه ۸۰ کتاب نگارش ۱ پایه و کلاس دهم را در همین پست با روش جانشین سازی و طراحی متن ذهنی قرار خواهیم داد.

انشا پایه دهم  صفحه ی ۸۰  به کارگیری روش جانشین سازی


انشا نگارش دهم درس پنجم روش جانشین سازی

صدای خه خه قطع درختان از دور دلم را می لرزاند انگار که دارند تکه هایی از وجودم را می برند. به زور چشمانم را باز می کنم. هنوز حتی خورشید خانم هم در رخت خواب است.

اما به گمانم صبا بیدار شده . این را از خنکای نفسش که بدنم را نوازش می کند حس می کنم.

لباس پاره پوره ام را که دیگر از قهوه ای به خاکی میخورد از تنم باز کرد و برد و چه خوب شد که برد.

هزار سال است که من دارم با این تکه پارچه سر می کنم هر چند که این پارچه ی دلربا همدم چندین ساله ی من بوده است.

منی که مجبورم یک جا بایستم و از دور بازی پرندگانی را تماشا کنم که ظاهرا دارند از من بدگویی می کنند و یا کلاغ هایی را ببینم که با هر دوز و کلکی سعی در ربودن ذرت های مزرعه تحت حفاظت مرا دارند.

هر چند، چند روزی است که آن ها هم دیگر ترسشان ریخته .

شاید آن ها نیز فهمیده اند که توی این بدن کاهی قلب یخی نیست،بلکه یک تکه سنگ آذرین زیبا است که به نظر می رسد تازه از یک کوه آتشفشان به بیرون پرتاب شده است.

با تابش نور بر چشمانم مجبورم آنان را باز کنم البته چشم که نه.

دکمه های لنگه به لنگه ای که یکیشان سبز است و دیگری قرمز .وای گنجشککم آمد.

گنجشکک من! همانی که با بقیه گنجشکها فرق داشت.چشمانش درشت تر بود و پرهایش مثل پر قو نرم و لطیف بود،اصلا انگار به قول آدم ها سرخاب سفیداب کرده بود.

لب هاش که نگو عین انار قرمز قرمز است. ولی او سال های سال است که به من نزدیک نشده !تقریبا از وقتی که تیری به سویش پرتاب شد تا الان!او حتی مرا نگاه هم نکرده .

انگار که در این دنیا وجود ندارم!اما خوب تقصیر من چیه که نه پایی دارم که بتوانم به طرفش بروم و نه دستی که با آن او را نوازش کنم؟

اما اما من قلبی دارم که به جای هر دویمان عاشقی می کند،به جای هر دویمان کلاغ های چشم چران را چپ چپ نگاه می کند

تا مزاحم هیچ کودکی نشوند و به جای هر دویمان آواز می خواند! من برای او شعر میگویم و صبا برایش پست می کند

.اما او چه؟حتی دیگر ننگش می اید که من صدای جیک جیکش را بشنوم.الا ای گنجشکک اشی مشی لپ قرمزی، من تو را با تمام وجود دوست دارم.

چیزی ندارم که برایت هدیه بفرستم،اما قلبی دارم که برای تو می زند و روحی که هر روز برای در بر گرفتن تو پرواز می کند به این سو و ان سو حتی به کهکشان ها!

آی آدم ها!اگر روزی،جایی گنجشکی را دیدید که از چشمانش غم می بارد و دوست ندارد که بخواند.سلام مرا به او برسانید و بگویید مترسک بدون تو می میرد؛برگرد

.بیا تا دنیا را برایت آباد کند!بگوییدش،برگرد تا برایش چایی بار بگذارم و حافظی بخوانم.خدا را چه دیدید شاید او هم عاشقم شد!

 

منبع : http://nexload.ir

مشاهده کانال تلگرام دهمی ها گزارش کد : 8